با کلام خود گناه نکنیم (آشنایی با ضمیر ناخود آگاه)

با کلام خود گناه نکنیم (آشنایی با ضمیر ناخود آگاه)

با کلام خود گناه نکنیم (آشنایی با ضمیر ناخود آگاه)

همیشه توی کلاس های فن بیان به بچه ها توصیه می کنم اولین عهدی که با خودمون ببندیم این باشه

که با کلام خود گناه نکنیم.

حالا که داریم مباحث متبط با فن کلام را می آموزیم یکی از مهمترین نکته ها اینه که هوشمندانه و آگاهانه از لغات و کلمات استفاده کنیم و حرفی رو به زبون نیاریم.

یکی از این موارد که ارتباط مستقیمی هم به موفقیت یا عدم موفقیت ما در زندگی داره گفتکو های درونی هست، یعنی صحبت هایی که هر شخصی در مواقع و شرایط مختلف به خودش میگه، یعنی واگویه های ذهنی مانند: می میتونم، من نمیتونم، هیچکس منو دوست نداره، من از همه بهترم و ….

من معتقدم شاید بزرگترین گناه و اشتباه در حق خودمون این باشه که:

  1. حرف های خوب به خودمون نگیم،
  2. با خودمون دوست نباشیم،
  3. به توانمندی های خودمون ایمان نداشته باشیم،
  4. خودمون رو تحویل نگیریم،
  5. قربون صدقه دلمون نریم،

اگر این کار ها رو انجام نمیدیدن بدونید دارید در حق خودتون گناه میکنید و آن چیزی که ما بهش میگیم

برنامه ریزی ضمیر ناخود آگاه رو اشتباه انجام میدید.

امروز قراره درباره ضمیر ناخودآگاه، آگاهیمونو افزایش بدیم لطفا تا انتهای این مقاله را با دقت بخوانید:

حداکثر زمانی که از شما گرفته خواهد شد فقط ۵ دقیقه از ۱۴۴۰ دقیقه در طول شبانه روز هست،

یعنی ۰٫۰۰۳ درصد از زمانتان در یک روز!!!

ناخود آگاه انباری است پر از تمایل ها، آرزو ها و خاطرات خارج از دسترس که بر ادیشه ها و اعمال تاثیر دارند. مثلا، در کودکی به عنوان فرد عجولی شناخته شده ایم که همه کارهایمان نیمه نصفه رها می شود، اکنون در بسیاری از فعالیت ها ناوفق هستیم و زمانی که می خواهیم به نتیجه مطلوب برسیم ترس و اضراب زیادی ما را فرا گرفته که مانع از اتمام کار شده و یا نا موفق می شویم.یا گاهی وقت ها بی دلیل احساس می کنیم از عهده کاری بر نمیاییم یا نمی توانیم در این جمع خوب حرف بزنیم و یا …

اگر همه خاطراتمان را به یاد می آوردیم، می فهمیدیم که در گذشته های دور در این خصوص ضعیف عمل کرده ایم و ضمیر ناخودآگاه این ضعف را ثبت کرده است و اکنون که توانمند تر شده ایم باز هم او میترسد و مانع ما می شود. یا تغیر جدید رانمی پذیرد و دوست دارد عین روال قبل زندگی کنیم.

گاهی هم برای یک کار مهم پر از انگیزه و انرژی هستیم اما بعد از مدتی انگیزه خود را از دست میدهیم، در واقع این انگیزه توسط ضمیر ناخودآگاه در حال محو شدن است، چون او با این تغییر مخالف است و رفته رفته از درون انرژی شما را گرفته و مانع ادامه فعالیتتان می شود.

مثلا فردی که تصمیم میگیرد روزی یک ساعت کتاب بخواند یا هر روز صبح زود از خواب بیدار شود یا …. در واقع کلیه تصمیم های ضربتی که می گیریم با مخالفت ضمیر ناخود آگاه که دوست دارد همه چی بر روال قبل باشد مواجه می شود.

خب چاره چیست؟

ما باید بدانیم اگر با برنامه ریزی آشنا باشیم، هم اعتماد به نفس بیشتری به دست می آوریم  هم اضطرابمان کمتر و کمتر می شود! اولا باید بدانیم ضمیر ناخودآگاه ما بر مبنای یک حسن نیت مخالف تغییر است.

در همان مثال های بالا ممکن است فکر کند که اگر از خوابتان کم شود در طول روز کسل خواهید شد( شاید برگرفته از خاطرات گذشته باشد یا بر عکس چون تا کنون تجربه اش نکرده اید مقابله می کند.

ضمیر ناخود آگاه شما معتقد است، خواندن کتاب در طول روز ممکن نیست چون شما خیلی سرتان شلوغ است یا معمولا نمی توانید به این برنامه ریزی ها پایبند باشید پس به این هم نمی توانید عمل کنیدو …

اما چاره چیست؟

اینگونه در هر تغییر خوب و اساسی هم ممکن است به مشکل و مخالفت ضمیر ناخود آگاه بر بخوریم و دچار ترس و اضطراب یا کندی در اجرا شویم، بله اگر به نحوه مذاکره با ضمیر ناخود آگاه و چگونگیراه صحیح ارتباط با درون خود آشنا نباشیم با مشکلاتی مواج می شویم. اما با پیروی از راه کار های زیر به راحتی ضمیر ناخود آگاه خود را با تصمیمات عالی همراه ساخته و خواهیم دید چگونه فرد موفق و بی نظیری می شویم.

اولین نکته که باید در نظر بگیریم این است که هیچگاه تصمیمات دفعی سخت نگیریم و طوری رفتار نکنیم که ضمیر ناخودآگاه به مخالفت با ما بپردازد. مثلا اگر هر روز ساعت ۱۱ از خواب برمی خیزیم نباید تصمیم بگیریم از فردا ساعت ۶ بلند شویم، تنها باید روزی نیم ساعت از ساعت خواب خد بکاهیم و آرام و به تدریج و طی ۲۱ روز به ساعت مورد نظر برسیم.

دومین نکته بهره گیری از تکنیک دو صندلی است، یعنی انجام مذاکره و گفتگو های درونی هدفمند با ضمیر ناخودآگاه:

به این صورت که شما روی یک صندلی نشسته و ضمیر ناخودآگاه خود را نیز در قالب یک شی قابل لمس مقابل خود می نشانید و از او به خاطر همه تلاش هایی که برای بهتر شدن زندگیتان می کند تشکر

می کنید و همه خوبی هایش را به او یاد آوری می کنید.

سپس سعی به شناسایی دلایل مخالفت او برای عملی کردن تصمیمتان نموده و با گفتگو هایدرونی او را متقاعد می کنید.

مثال و تجربه شخصی خودم را برایتان باز گو می کنم:

در اجرای یک رژیم غذایی گاها مشکل داشتم و علی رغم انتظارم برای کاهش وزن رفته رفته دچار افزایش وزن ۲۰ کیلویی خود شدم که فشار و تنش زیادی برایم به همراه داشت. پس از آشنایی با تکنیک دو صندلی  توانستم برنامه ریزی ضمیر ناخود آگاه خود را طوری تغییر دهم که شاهد گاهش قابل قبولی از وزنم ده و آرامشم را بازیابم.

وقتی تصمیم به کاهش وزن گرفتم با مخالفت ضمیر ناخودآگاهم آنقدر زیاد بود که به سرعت و بدون هیچ پزشکی سوخت و ساز بدنم آمد پایینو در حالیکه هیچ چیز نمی خوردم هر روز اضافه وزنم بیشتر می شد.

انگار کوچوترین چیزی هم که میخوردم به چربی تبدیل می شد. در واقع من آن لحظه از دلیل مخالفت ضمیر ناخودآگاهم بی خبر بودم و مداومت من در اجرای تصمیم و مخالفت او منجر به رویدادن چنین اتفاقی درون من شده بود. بعدا رسیدن به همان وزن اولیه برای من یک ایده آل بود…

مقاله؛ با کلام خود گناه نکنیم

طی جلسه با پزشکان متعدد نیز متوجه شده بودم وزن اولیه من بهترین وزن ممکن برایم با توجه به میزان عضله در بدنم بوده که من از آن غافل بودم و تنها به کاهش وزن های افراطی می اندیشیدم.

شروع کردم به اجرای تکنیک دو صندلی و با ضمیر ناخودآگاهم مذاکره کردم. وقتی زیاد این کار را انجام دهید هر بار مسلط تر و بهتررفتار خواهید کرد.

خودم روی یک صندلی نشستم و یک کتاب را به جای ضمیر ناخود آگاهمدر صندلی مقابل گذاشتم و ازاو تشکر کردم که همواره سلامتی من برایش مهم است و دوست ندارد من با گرفتن رژِمهای سخت و فشرده به خودم آسیب بزنم. سپس علت اصرارم برای گرفتن رژیم برایش توضیح دادم و گفتم به خاطر سلامتی دوست دارم رژیم بگیرم.

در عین حال متوجه شدم او نگران از دست رفتن ویتامین های بدنم، ریزش مو یا شل شدن پوست هم هست. گفتم قطعا با داروهای ویتامین که پزشکم تجویز می کند از این موردپیشگیری خواهم کرد و …

در نهایت حس بسیار بهتری را تجربه کردم و پس از آن متوجه همراهی بدنم با خودم و تصمیماتم شده و توانستم به وزن ایده آلم برسم.

این تکنیک یعنی بررسی همه جانبه یک تصمیم و ایجاد آرامش درونی برای رسیدن به هدف بدون اینکه تحت فشار قرار گیریم. گفتنی است لازم نیست برای انجام این تکنیک با صدای بلند و چشمانی باز صحبت کنیم همینکه انجام یک مذاکره با شرایط عدی برایتان فراهم باشد کفیت می کنید.

امیدوارم با اجرای این تکنیک ساده و کوچک بتوانید خالق یک اتفاق بزرگ و فوق العاده در زندگی خود باشید.

نویسنده: زهرا گروه ای

با تشکر از همراهی شما خوبان، کمال کلام زندگی را زیباتر خواهد کرد

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *